close
چت روم
چه قدر زود دیر می شود ...

چه قدر زود دیر می شود ...

 

 

 

پیرمرد نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت

 

با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت:خواهش میکنم

 

به داد این بچه برسید.بچه ماشین بهش زد و فرار کرد...

پرستار:این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید.

پیرمرد:اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه رو هم نمیشناسم.

خواهش میکنم عملش کنید من پول رو تا شب براتون میارم...

پرستار:با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.

اما دکتر بدون اینکه نگاهی به کودک بیاندازد ،

گفت:این قانون بیمارستانه.باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.

اما صبح روز بعد...

دکتر بر سر مزار دختر کوچکش اشک می ریخت...

و چه قدر زود دیر میشود.

 



[ جمعه 01 شهريور 1392 ] [ 16:4 ] [ no-love.ir ]