close
چت روم
و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم ...

و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم ...

تورفتی آما یادگاریهایت همچنان بر جا مانده

تنی فرسوده و ویران گویی غبارمرگ بر این تن پاشیده اند 

رفتی اما پیش از رفتنت مرا به نیستی به پوچی کشاندی

تو با تیشه ات آنچنان بر ریشه ام کوباندی که دیگر هیچ از من باقی نمانده

و اکنون باز در میان گذشته تلخم رهایم کرده ای

آری سرنوشت این است

و من میروم تا در میان آنچه تو میدانی و نمیدانی محو شوم

میروم تا با سرنوشت پاره پاره خویش تنها شوم

بدرود طوفان زندگی ام  بدرود

 



[ پنجشنبه 16 آبان 1392 ] [ 15:50 ] [ no-love.ir ]